FA/Prabhupada 0770 - من روح را دوست دارم. آتما- تاتوا- ویت. و چرا روح را دوست دارم؟ چون کریشنا را دوست دارم

Revision as of 17:42, 9 August 2015 by Rishab (talk | contribs) (Created page with "<!-- BEGIN CATEGORY LIST --> Category:1080 Persian (Farsi) Pages with Videos Category:Prabhupada 0770 - in all Languages Category:FA-Quotes - 1974 Category:FA-Qu...")
(diff) ← Older revision | Latest revision (diff) | Newer revision → (diff)


Invalid source, must be from amazon or causelessmery.com

Lecture on SB 2.1.1 -- Paris, June 9, 1974

درست مثل جنبش كريشناآگاهى ما، از هيچ چيزى حرف نمى زنيم، فقط از كريشنا صحبت مى كنيم و اگر از كريشنا حرف مى زنيم، حداقل براى صدسال، در اين موقعيت، هنوز موجودى مان تمام نخواهد شد. ما كتاب هاى بسيار زيادى داريم اگر براى صد سال، هر موجودى كه به دست آوريم، اگر بطور مداوم براى صد سال بخوانيم، و سعى كنيم يك كلمه از شريمادبهاگاواتام را بفهميم، آن وقت صد سال طول مى كشد اگر سعى كنيد اين يك جمله ى" جانمادى آسيا ياتاها" را درك نماييد مى توانيد آن را در طول يك صد سال بفهميد. خوب اين شريماد بهاگاواتام بسيار زيبا ست به مطالعه ى روزانه ى آن ادامه دهيد. هر دوى شريماد بهاگاواتام و بهاگاواد گيتا هر روز، هر چه بيشتر درك كنيد،" آتماويت"، معناى جديدى مى يابيد، نور جديد شريماد بهاگاواتام بسيار زيباست. اگر فقط آن را بخوانيد " ويديا بهاگاواتاويدهيه". مرز ومحدوده ى يادگيرى چيست؟ محدوده، يادگيرى، وقتى است كه شما شريماد بهاگاواتام را بفهميد. حد و مرز اين است. تمام هيچ دانش ديگرى لازم نيست. بنابراين در بهاگاواتام كنتوى ٢، فصل ١، آيه ى ١، آمده است نهايت، درجه يك ولى همانگونه كه در بهاگاواتام، كنتوى ٢، فصل ١، آيه ى ٢، آمده " گريهامدهى"، آنها نمى دانند كه روح وجود دارد، و روح جاودان است و ما در واقع مشتاقانه به دنبال شادى هستيم براى شادى چه كسى؟ شادى روح. شادى كريشنا ما سعى مى كنيم اين بدن را محافظت كنيم. بسيار به اين بدن علاقه منديم. چرا؟ زيرا روح وجود دارد. همه اين را مى دانند به محض اينكه روح در اين بدن وجود نداشته باشد، دور انداخته مى شود آن را در خيابان بيندازيد. هيچكس به آن توجه نمى كند به فرض كه يك مرد زببا و يك دختر زيبا، بدن هاى مرده دراز كشيده اند روى__ چه كسى به آن اهميت مى دهد؟ ولى به محض اينكه روح وجود دارد،" اوه، چه زيبا، قشنگ، چه زيبا، پس قشنگ، دختر" روح مهم است. پس حقيقتاً، ما اين بدن را دوست نداريم، زيرا همين بدن زيبا آنجاست. چرا به آن اهميت نمى دهيم؟ چون روح نيست. بنابراين من روح را دوست دارم. اين حقيقت است به اين " آتماويت" گفته مى شود. و چرا من روح را دوست دارم؟ چون من عاشق كريشنا هستم. روح، جزء و ذره اى از كريشنا ست پس چرا من اين قدر به روح علاقه مندم؟ زيرا جزء و ذره اى از كريشناست بنابراين نهايتاً، من عاشق كريشنا هستم. نتيجه اين است و اگر من كريشنا را دوست ندارم، اين موقعيت غيرطبيعى من است و موقعيت طبيعى، عشق به كريشناست. بنابراين ما سعى مى كنيم كريشناآگاهى را بيدار كنيم به محض اينكه شخص در كريشناآگاهى مستقر شده و شروع به دوست داشتن كريشنا كند، آنگاه ديگر نمى خواهد چيزى را دوست داشته باشد " اكنون من كاملاً راضى هستم" پس در غير اين صورت، ما سؤالات بسيار و پاسخ هاى بسيار خواهيم داشت مادامى كه خود را نمى شناسيم، و زمان مان هدر خواهد رفت پس اين كريشنا- پراشنا، نياز به كريشنا، بايد همواره ادامه يابد و تمام جواب ها را در شريماد بهاگاواتام و بهاگاواد گيتا خواهيد يافت و براحتى توسط سؤالات و جواب ها زندگى تان موفقيت آميز خواهد بود بسيار ممنونم. : درود بر پرابهوپادا