FA/Prabhupada 0860 - اين روش دولت انگليس بود كه هر چيز هندى رو محكوم كنه

From Vanipedia


اين روش دولت انگليس بود كه هر چيز هندى رو محكوم كنه
- Prabhupāda 0860


750521 - Conversation - Melbourne

اين روش دولت انگليس بود كه هر چيز هندى رو محكوم كنه شما فكر نمى كنيد كه روستايى ها از خودشون هيچ ذهنيتى داشته باشند؟ دارند ولى يك ذهن ناراضيه درست مثل آدم ديوانه، او ذهنش رو داره، ولى ارزش اون ذهن چيه؟ شما از يك آدم ديوانه، نظر نمى گيريد اون ذهن خودش رو داره، ولى يك ديوونه ست همونطور كه در بهاگاواد گيتا، فصل ٧، آيه ى ١٥ آمده دانشش از او گرفته شده موجوديت ذهن، چى گفته ميشه، در موقعيت نافرمانى، عقيده اش هيچ ارزشى نداره و چى ميشه اگر برهمانا طبق علاقه ى شخصيش شروع كنه به فرمانروايى دنيا؟ هوم؟. : ميگه، چى ميشه اگر برهماناها شروع كنند طبق علاقه ى خودشون به دنيا حكمروايى كنند نه. نه. : ولى سرمايه دارها يا كس ديگه اى بايد... نه. نه. اين منافع مقرره نيست. اين مقرر شده نيست اين شخصيته، درست مثل ساما. اون چيه، صلح آميز اونها بايد يك درجه اى از خودشون رو شكل مى دادند و علاقه ى شخصى شون رو مى گرفتند و سعى مى كردند به دنيا حكومت كنند، براساس... نه. نه. چون اونها صادق ند، اين كار رو نمى كنند اونها طبق كتاب بايد برند بله. صادق يعنى، نه براى ميل باطنى خودش، براى علاقه ى همه. اين صداقته حالا، اگر اون اشتباه راهنمايى شده باشه چى؟ : هوه؟ دنيا عوض ميشه، و از زمانى كه اون كتاب بود... فقط چون اونها پيروى نكردند. درست مثل توى هند، اين خصوصيت برهماناهاست اونوقت بعداً، بتدريج، فرهنگ در طى يك هزار سال گذشته، گم شده چون هند توسط بيگانگان اشغال شده بود مسلمانها، بعضى از فرهنگ شون رو معرفى كردند اونوقت انگليس ها اومدند. هركسى يك علاقه اى داره انگليسى ها، وقتى دولت انگليس آمد، گزارش خصوصى لرد مكالى شون اين بود كه" اگر مى خواهيد آنها را به عنوان هندوى هندى حفظ كنيد، هرگز نخواهيد توانست برآنها حكومت كنيد" بنابراين اين روش حكومت انگليس براى محكوم كردن همه ى چيزهاى هندى بود ولى شما قبلاً گفتيد كه اونها اجازه ى نوشيدن نداشتند، انگليسى ها هوم؟. : فقط الآنه كه..... قبلاً نگفته بوديد؟ بله، انگليسى ها اجازه داشتند. انگليس، بسيار محتاطانه چون اونها مستقيم عمل نمى كردند، مى خوام بگم، روى فرهنگ شون دست گذاشتند. ولى زير زمين و وقتى تربيت شدند، حالا باز عمل مى كنند، ولى تربيت انگليسى ها بود در جمع مردان محترم بايستى مشروب خوردن باشه. اين مقدمه بود ولى در جامعه ى هندى، در هند اين رو ممنوع كرده ند. جامعه ى هندى، اونها حتى نمى دونند چطور چاى بنوشند در بچگى مون، ما ديديم كه انگليسى ها باغ چاى رو شروع كردند هيچ گياه چاى قبل از انگليسى ها نبود انگليسى ها ديدند كه كارگر ارزونه، و مى خواستند كار انجام بدند، شروع كردند درست مثل كارى كه توى آفريقا دارند مى كنند، باغ هاى بسيار، قهوه و چاى مى كنند، باغ هاى بسيار، قهوه و چاى خوب اونها شروع كردند و چاى براى فروش به آمريكا منتقل شد اونها به دنبال شغل بودند حالا، مقدار زيادى چاى، چه كسى مصرف مى كنه؟ دولت يك كميته ى مجموعه ى چاى رو قرار داد تمام دارندگان باغ چاى، بايد به دولت پرداخت مى كردند و جاده به جاده، خيابان به خيابان ، شغل اونها جمع آورى آرا بود تهيه ى چاى، خيلى زيبا، خيلى دلپذير، و اونها تبليغ مى كردند كه اگر چاى بنوشيد، اونوقت خيلى گرسنه گى رو حس نمى كنيد و مالاريا تون ازبين ميره، و غيره و غيره و مردم شروع كردند به چاى خوردن." فنجان خوبيه" من ديده ام. حالا اونها مزه چشيده ند حالا بتدريج، حتى يك جاروكش، صبح زود توى چاى خونه منتظر گرفتن يه فنجان چاييه چاى در دوران بچگى ما داده ميشد، اگر كسى سرفه مى كرد، گاهى اونها از چاى استفاده مى كردند قبلاً هم بود ولى ناشناخته بود نوشيدن چاى، نوشيدن شراب، سيگار كشيدن،،خوردن گوشت، اينها نا شناخته بودند فاحشه گى. فاحشه گى وجود داشت ولى نه اينكه همه فاحشه باشند خيلى جدّى. پس از اين چيزها بايد مراقبت بشه حداقل يك گروهى از مردان ، براى مردم ايده آل بودند، بقيه نگاه مى كنند و تربيت بايد ادامه پيدا كنه، درست مثل كارى كه ما انجام ميديم ما داريم مردم رو دعوت مى كنيم تا بياند و با ما ذكر كنند، با ما برقصند، و پراسادام بگيرند. و بتدريج دارند ميشند همون ميزان، معتاد به نوشيدن، معتاد به فاحشه گى، به گوشت خوارى، مرد مقدسى داره ميشه اين عمليه. مى تونيد ببينيد، تاريخ قبلى شون چى بود و الان اونها چى هستند ولى ما چطورى حقيقت رو تطبيق بديم كه دكتر هامون به ما ميگن كه بايد براى پروتئين گوشت بخوريد اين حماقته. اونها براى ده سال اخير گوشت نمى خورند آيا فكر مى كنيد اونها سلامتى شون كم شده؟ ترجيحا ، مردم ميگن" صورت هاى درخشان" در بُستون ... يك كشيش ، من داشتم از لس آنجلس به هاوايى مى رفتم يك آقاى محترم توى لباس ساده، يك كشيش، گفت ، " سوامى جى، چطور شاگرداتون اينقدر نورانى به نظر ميان؟ و گاهى ما داريم به عنوان " صورت هاى درخشان" تبليغ ميشيم در بُستون يا جاى ديگه، خانم ها مى پرسيدند،" شما آمريكايى هستيد؟"